توجه خود را به قدرت بسیار ستایش شده انسان مدرن معطوف کنیم که مطمئنا موجب پریشانی است، چه به صرف به اصطلاح «عینیت» تاریخی خود، او خویشتن را قوی و به عبارت دیگر عادل بخواند و چه از این لحاظ خود را سرآمد انسان اعصار دیگر بپندارد. آیا این حقیقت داد که این عینیت در میل به برتری یافتن و اشتیاق به عدالت ریشه دارد؟ یا به خاطر دلایلی کاملا متفاوت می خواهد بنمایاند که عدالت، علت واقعی این معلول است؟ آیا از این طریق ما از بیراهه به تعصب نخواهیم رسید که خطر آن در مداهنه ای است که راجع به سجایای انسان مدرن به عمل می آید؟ سقراط تصور اینکه فردی سجیه ای را دارا باشد که در واقع ندارد مرضی دانست که کم از دیوانگی نیست و براستی چنین توهمی بسیار خطرناکتر از توهم مخالفی است که از تحمل کمبود یا تحمل یک شرارت سرچشمه می گیرد. زیرا از طریق این توهم هنوز احتمال بهتر شدن وجود دارد در حالی که توهم قبلی یعنی تظاهر به آنچه واقعا نیست به طور روزمره یک انسان و یک عصر را بدتر می کند، یعنی در این خصوص غیر عادلتر می سازد.

فریدریش نیچه

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 بهمن 1388    | توسط: مریم حلم زاده    | طبقه بندی: اجتماعی،     | نظرات()